معرفی اسطوره های ورزش جهان بخصوص فوتبال در این قسمت انجام می شود.
هرکسی هرکی رو یادش میاد اینجا بنویسه.
موضوع های مشابه:

معرفی اسطوره های ورزش جهان بخصوص فوتبال در این قسمت انجام می شود.
هرکسی هرکی رو یادش میاد اینجا بنویسه.
موضوع های مشابه:
*****************************
*******************
زندگی کوتاه است،باید خندید،بخشید و فراموش کرد

ریکاردو زامورا
تولد :21 ژانویه 1901
محل تولد:بارسلونا - اسپانیا
باشگاهها :اسپانول،بارسلونا ،اسپانول ،رئال مادرید
مهمترین افتخارات:بهترین بازیکن جام جهانی 1934،مدال برنز المپیک 1932
تیم ملی اسپانیا :64 بازی
ریکارد و زامورا در سال 1900 میلادی در شهر بارسلونا متولد شد. دروازه بان پردوام فوتبال اسپانیا از سال 1920 تا 1936 به مدت 16 سال حضوری پرفروغ و مؤثر در دروازه باشگاهها و تیم ملی کشورش داشت. زامورا در المپیک 1920 همراه تیم ملی اسپانیا در دور نهایی حضور یافت. در آن دوره دو تیم بلژیک و اسپانیا به دیدار نهایی رسیدند ولی با تصمیم کمیته فنی فوتبال، این مسابقه برگزار نشد و بلژیک خود به خود به مدال طلا رسید. اسپانیا به لطف درخشش زامورا، بر هلند (3-1) چیره شد تا به مدال نقره دست یابد. در المپیک 1924 اسپانیا در دیدار اول مقابل ایتالیا یک بر صفر شکست خورد و حذف شد. زامورا در جریان دیدار تاریخی اسپانیا و انگلستان در سال 1929 در مادرید بهترین بازیکن میدان بود. اسپانیا با درخشش زامورا که توپ های فراوانی را مهار کرد به پیروزی 4 بر 3 دست یافت.
اوج درخشش زامورا، در جام جهانی 1934 بود. اسپانیا در دیدار اول، برزیل را 3-1 شکست داد. در مرحله دوم آنها به دیدار میزبان مسابقات ایتالیا رفتند. درخشش فوق تصور زامورا مانع پیروزی ایتالیایی ها شد که از حمایت داور هم برخوردار بودند و در نهایت این مسابقه 1-1 تمام شد ولی زامورا آسیب دید و نتوانست در دیدار تکراری دو تیم حضور یابد. در دیدار دوم ایتالیا با تک گل جوزپه میاتزا به برتری رسید. بازی زامورا در دو مسابقه ای که حضور داشت، آن قدر درخشان بود که عنوان بهترین بازیکن جام جهانی را از آن خود کرد. زامورا در دوران بازی خود در تیم های بارسلونا، اسپانیول و رئال مادرید بازی کرد و به همراه بارسلونا در سالهای 1920 و 1922 و با رئال مادرید در سالهای 1934، 1935 و 1936 قهرمان رقابت های باشگاهی اسپانیا شد.
*****************************
*******************
زندگی کوتاه است،باید خندید،بخشید و فراموش کرد

زندگينامه رود گوليت (1962)
رود گوليت در تاريخ اول سپتامبر سال 1962 در آمستردام هلند به دنيا آمد.
مادر گوليت، ريا ديل هلندي و پدرش، جرج گوليت از سورينام بودند. پدر او در تيم ملي فوتبال سورينام بازي ميكرد. از آنجايي كه پدر او خانواده ديگري هم داشت، او نزد مادر و پدربزرگش زندگي ميكرد. نام رسمي وي هم رود ديل است. وقتي 16 ساله بود و زماني كه اولين قرارداد حرفهاياش را امضاء كرد، نامش را به رود گوليت تغيير داد، چون اعتقاد داشت كه اين نام براي يك فوتباليست بزرگ، بهتر به گوش ميخورد. وي را به خاطر موهاي فري و پرپشتش، لاله سياه مينامند.
فعاليت به عنوان بازيكن
رودگوليت اولين بازي ملياش را اول سپتامبر سال 1981 در مقابل تيم ملي سوئيس براي هلند انجام داد. وي در آن بازي به جاي فرانك ريكارد - او هم اولين بازياش را در تيم ملي انجام ميداد- وارد زمين شد. گوليت در سال 1986 كاپيتان تيم ملي هلند شد. تيم ملي هلند كه نتوانسته بود به جام جهاني 1986 مكزيك راه پيدا كند، قصد داشت تيم جديدي را حول محور گوليت بسازد.
وي در سال 1987، پس از قهرماني با آيندهوون در ليگ فوتبال باشگاهي هلند، راهي آ. ث. ميلان ايتاليا شد، تيمي كه هموطنش، ماركو فان باستن نيز در آن بود و يك سال بعد، فرانك ريكارد نيز به جمعشان اضافه شد.
گوليت در سال 1987 به عنوان برترين فوتباليست اروپا و نيز بهترين بازيكن جهان انتخاب شد. اين انتخاب غيرمنتظره بود، چراكه وي تا آن موقع هيچ موفقيت بينالمللي به دست نياورده بود. او جايزهاش را به نلسون ماندلا، كه آن زمان هنوز در زندان بود، تقديم كرد.
در تيم ملي هلند، به همراه همباشگاهيهايش، فان باستن و ريكارد، مثلث قدرتمندي را تشكيل داد كه با بازيكناني مانند رونالد كومان و هانس فان بروكلن كامل ميشد. اين تيم توانست موفقيتهاي دهه 70 را تكرار كند. در سال 1988، نارنجيپوشان هلند با هدايت رينوس ميشل در جام ملتهاي اروپا در آلمان، توانستند در ديدار فينال با دو گل بر تيم شوروي غلبه كرده و قهرمان اروپا شوند. در آن بازي، گوليت گل اول هلند را زد.
اين موفقيت در ميلان كه شايد بهترين بازيكنان تاريخ خود را در اختيار داشت، ادامه پيدا كرد. ابتدا گوليت با اين تيم ميلاني، قهرمان باشگاههاي ايتاليا شد و در سال 1989 قهرماني باشگاههاي اروپا را به دست آورد. مانند يك سال پيش از آن، در فينال جام ملتهاي اروپا، گوليت و فان باستن گلزنان تيم بودند؛ هريك از آنها در پيروزي 4 بر 0 مقابل استهآوا بخارست روماني، دو گل به ثمر رساندند. به دنبال اين موفقيت، گوليت براي دومين بار به عنوان مرد سال جهان برگزيده شد.
با تكرار قهرماني باشگاههاي اروپا در سال 1990، گوليت به قهرماني باشگاههاي اروپا و نيز قهرماني در جام ملتهاي اروپا، پا به جام جهاني 1990 ايتاليا گذاشت. اما وي در آن جام جهاني چندان روي فرم مطلوب نبود و هلند در يك ديدار به ياد ماندني در مرحله يك هشتم نهايي، در مقابل آلمان 1 بر 2 شكست خورده و حذف شد. در جام ملتهاي 1992 اروپا در سوئد نيز، هلند در مرحله نيمه نهايي در مقابل دانمارك كه قهرمان آن دوره هم شد، در ضربات پنالتي مغلوب، و از دور رقابتها كنار رفت.
گوليت، چند روز مانده به شروع جام جهاني 1994، به علت اختلاف و مشاجره با ديك ادووكات، سرمربي تيم ملي، اردوي اين تيم را ترك كرد و به فعاليتش در تيم ملي هلند خاتمه داد. پس از يك دوره فعاليت در باشگاه ايتاليايي سمپدوريا جنوا، در سال 1995 به چلسي لندن پيوست. در سال 1996، در اين تيم مربي شد. وي در سال 1998 به عنوان
يكي از درخشندهترين بازيكنان تاريخ فوتبال هلند، پس از يوهان كرايف، از دنياي فوتبال به عنوان بازيكن كنار رفت. او نه تنها به عنوان فوتباليست، بلكه به عنوان يك مبارز ضد نژادپرستي هم فعاليت كرده و نقش سياسي مهمي را در اين زمينه در هلند ايفا ميكند.
فعاليت به عنوان مربي
گوليت با چلسي به عنوان جوانترين مربي تاريخ فوتبال انگليس، قهرمان جام حذفي شد. وي در فصل 99/1998 هدايت نيوكاسل يونايتد را به عهده گرفت. وي در فصل 05/2004 مربي فاينورد روتردام هلند بود. او پس از گذشت يك فصل و قرار گرفتن تيمش در رده چهارم جدول، با 25 امتياز اختلاف نسبت به تيم آيندهوون كه قهرمان شد، از اين تيم كنارهگيري كرد .او از 8 نوامبر سال 2007 تا 11 آگوست 2008 نيز مربي تيم لس آنجلس گالكسي آمريكا بود.
زندگي خصوصي
رود گوليت تاكنون سه بار ازدواج كرده است: با اولين همسرش، ايوون دو وريس از سال 1984 تا 1991 زندگي كرد و از او دو دختر به نامهاي فليسيتي و شارماين دارد. 1994 با كريستينا پنزاي ايتاليايي ازدواج كرد كه دو فرزند نيز به نامهاي كوئينسي و شين دارند. آنها در سال 2000 از يكديگر جدا شدند. تنها يك ماه پس از آن، با همسر فعلياش، استله كرايف، برادرزاده يوهان كرايف ازدواج كرد. اين دو نيز دو فرزند به نامهاي جوئل و ماكسيم دارند.
*****************************
*******************
زندگی کوتاه است،باید خندید،بخشید و فراموش کرد

لئو ياشين (1929 – 1990)
ئو ياشين در تاريخ 22 اكتبر سال 1929 در مسكو به دنيا آمد.
آغاز فعاليت:
ياشين تقريبا هيچگاه درون دروازه فوتبال نايستاده بود. مدتي طولاني آرزو ميكرد كه بتواند جاي ميشائيل بوتوينيك، قهرمان شطرنج جهان را بگيرد، همزمان در رشتههاي شمشيربازي، بسكتبال، تنيس و واترپلو نيز فعاليت كرده و درون دروازه تيم هاكي هم ميايستاد. وقتي او فوتبال را شروع كرد، ابتدا به عنوان مهاجم بازي كرد. در طول يك مدت كه در يك كارگاه آموزشي فلزكاري كار ميكرد، در تيم آنجا به نام توشينو نيز فعاليت ميكرد. در سال 1945 در سن 15 سالگي به دينامو مسكو به مربيگري چرنيشوف پيوست كه شيفته واكنشهاي او در درون دروازه شده بود و در آكادمي استعدادهاي ورزشي آنجا به يادگيري دروازهباني پرداخت.
فعاليتها
با وجود تمام مساعدتهايي كه در راه موفقيتش انجام شد، او تنها در نيمكت ذخيرهها جاي داشت. از همين رو در ابتدا دو كار را همزمان انجام ميداد، در تابستان فوتبال، و در زمستان بين سالهاي 1951 و 1953 درون دروازه تيم هاكي روي يخ باشگاه ميايستاد. در تيم فوتبال باشگاه، تازه در سال 1953 و در سن 23 سالگي بود كه نيمكت ذخيرهها را ترك كرده و اجازه يافت جاي چوميچ را در دروازه تيم بگيرد. در همان سال دينامو قهرمان جام حذفي شوروي و در سال 1954 قهرمان باشگاههاي اين كشور شد. پس از اسپارتاك مسكو، رقيب و همشهري اين تيم، دينامو موفقترين تيم دهه 50 شوروي لقب گرفت.
ياشين اولين بازي ملي خود را در سال 1954 در ديدار مقابل سوئد كه به پيروزي 7 بر 0 انجاميد، انجام داد. وي در سال 1956 در بازيهاي المپيك ملبورن به همراه تيم ملي شوروي به مدال طلا دست يافت. ازآنجايي كه بازيكنان حرفهاي كشورهاي غربي اجازه شركت در اين مسابقات را نداشتند، كشورهاي آماتور شرق اروپا حضور بيشتري در اين رقابتها داشتند.
او در سال 1958 در اولين جام جهاني خود شركت كرد. گرچه روسها در مرحله يك چهارم نهايي در برابر سوئد ميزبان حذف شدند، اما ياشين به عنوان برترين گلر جام انتخاب شد.
يك سال پس از اين كه در سال 1959 به همراه دينامو مسكو به چهارمين قهرماني ليگ فوتبال شوروي رسيد، به موفقيت در جامهاي اروپايي نيز دست يافت.
شوروي با سنگرباني ياشين در ديدار نهايي اولين تورنمنت اروپايي، كه آن زمان به نام جام كشورهاي اروپايي معروف بود، با نتيجه 2 بر 1 بر يوگسلاوي چيره شده و قهرمان اروپا شد.
او در جام جهاني 1962 در شيلي، نمونه تمامعيار يك دروازهبان مدرن بود. در آنجا هم دوباره به عنوان بهترين گلر جام برگزيده شد. در ابتداي دهه 60، ياشين دراوج دوران فعاليتش قرار داشت و در سال 1963 مرد سال فوتبال اروپا شد و تا امروز هم تنها دروازهباني است كه به اين افتخار نائل شده است. در همان سال در 27 بازياي كه در ليگ شوروي انجام داد، فقط شش گل دريافت كرد و دينامو بازهم قهرمان شد.
اما آنچه كه بيش از هرچيز موجب تحسين هواداران و كارشناسان ميشد، شيوه بازي وي بود: او شعاع عملش را از محوطه جريمه فراتر قرار داده، خط دفاع تيمش را سازماندهي ميكرد و در هنگام حمله نيز به عنوان يك مدافع به كمك يارانش ميآمد. توانايي او در بازيخواني سبب ميشد كه هيچگاه اين شيوه بازي گسترده خطري را متوجه دروازهاش نكند.
سومين حضور او در جام جهاني در سال 1966 در انگليس در نيمه نهايي به پايان رسيد، جايي كه او نتوانست از شكست 1 بر 2 شوروي در مقابل آلمان ممانعت كند. يك سال بعد، در حالي كه با انجام 78 بازي ملي، فقط 70 گل خورده بود، از فوتبال ملي خداحافظي كرد. او تا سال 1970 در 813 بازي درون دروازه تيم ملي فوتبال شوروي ايستاد.
از ديگر افتخارات او ميتوان از نايب قهرماني او در جهان به عنوان گلر تيم ملي هاكي روي يخ، و نايب رئيسي فدراسيون فوتبال شوروي نام برد.
او همچنين در سال 1970 در چهارمين جام جهانياش حاضر شد، اما در هيچيك از بازيها در دروازه قرار نگرفت. در 27 مه سال 1971، ياشين كه به علت پيراهن سياهش به پلنگ سياه يا عنكبوت سياه معروف بود، بازي خداحافظياش را در مقابل ديدگان 104000 تماشاگر انجام داد. او به فوتبال وفادار ماند و در دينامو مسكو، رئيس هيئت مديره و نيز در فدراسيون فوتبال شوروي، نايب رئيس شد.
لئو ياشين كه حتي در دوران بازيگرياش بسيار سيگار ميكشيد، در سال 1990 درگذشت، در حالي كه شش سال قبل از آن هردو پايش را با عمل جراحي قطع كرده بودند.
سه نقل قول از ياشين:
"براي دروازهبانها هيچ چيز تغيير نكرده است. آنها مثل هميشه، فقط نبايد گل بخورند."
"فقط دو دروازهبان در سطح جهاني وجود دارد. يكي لئو ياشين و ديگري تراتمان، دروازهبان جوان آلماني كه در منچستر بازي ميكند."
"شادي ديدن يوري گاگارين در حال پرواز در فضا، فقط با شادي مهار يك ضربه پنالتي قابل مقايسه است."
عناوين و افتخارات:
1963: مرد سال فوتبال اروپا
1969: اخذ نشان لنين (به عنوان اولين و تنها فوتباليست)
برترين دروازهبان قرن بيستم
انتخاب به عنوان ورزشكار قرن بيستم از سوي كميته بينالمللي المپيك
فيفا به احترام او از سال 1994 در هر جام جهاني به بهترين دروازهبان جام، نشان و جايزه لئو ياشين را اهدا ميكند.
در پارك ورزشي لوشنيكي مسكو تنديسي به يادبود دروازهبان قرن ساخته شده است.
*****************************
*******************
زندگی کوتاه است،باید خندید،بخشید و فراموش کرد
علاقه مندی ها (Bookmarks)